ثمینثمین، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 4 روز سن داره
ثناثنا، تا این لحظه: 20 سال و 6 ماه و 19 روز سن داره

ثنا و ثمین هدیه های آسمانی

ثمین و نی نی عمه

1391/5/5 2:20
نویسنده : مامانی
1,061 بازدید
اشتراک گذاری

عزیزای من،بالاخره بعد از چندین سال انتظار نی نی عمه به دنیای ما وارد شد.niniweblog.com٥شنبه شب رسیدیم شیراز.خونه ی مامان جون طیبه به خاطر به دنیا اومدن نی نی حسابی شلوغ شده بود.4 تا از خاله های بابارضا و عمه ی امیرعلی کوچولو و پسر خاله ها و دختر خاله ها.این دو سه روز حسابی خوش گذشت.ثنا خانومی که حسابی با دوستاش علی و فرزاد و علیرضا و مهدیه سرگرم بود.البته بیشترش رو پیش عمه بود تا اگه کاری داشت کمک کنه.ثمین هم که اصلا غریبی نکرد و برا خودش میچرخید.niniweblog.com

 

ثمین کوچولومون داره حرف میزنه.یعنی عین طوطی شده.تو ماشین به ثنا گفت:ننا و ثنای مهربونم کلی ذوق کرد و میگفت بله و ثمین هم هی تکرار میکرد. خونه ی مامان جون اینا به کوچیکترها میگفت دادائی یعنی داداشی .همون شب که رسیدیم ساعت رو نشونم داد و گفت تیک تاک.عمه و عمو  رو هم خیلی خوشگل گفت.امام و آئینه و تاب تاب . هر وقت نماز میخونیم یا صدای قران و اذان رو میشنوه فوری دو تا دستاش رو روی گوشهاش میزاره و میگه اهبَ یعنی اکبر. روز بعد وقتی بابارضا داشت بهش غذا میداد ،تشنه شده بودی و گفتی آب.حالا دیگه فهمیدی که وقتی تشنه هستی باید بگی آب خوشگل مامانی.niniweblog.comروز جمعه بعداز ظهر رفتیم پارک کوهپایه.وشما دوتا همراه بابارضا و بقیه از پله ها بالا رفتید تا گهواره ی دید و از اونجا تمام شهر رو تماشا کردین.بعدش همه با هم رفتیم بازار .خاله ها شنبه صبح به سمت دزفول حرکت کردن و ما هم غروب راه افتادیم.جاده به خاطر این دو روز تعطیلی حسابی شلوغ بود.

این لباس تبرک ضریح امام حسینه.چون بار اول سونو گفتن دختره برای عمه سوغات اورده بودن و حالا عمه دادن برای ثمین گلی:

ثمین در حال نگاه کردن به نی نی.

 بعدا نوشت :امروز که بابا بهت گفت بگو کتاب و چند بار کتابت رو نشونت داد و تکرار کرد،شما هم گفتی اِتاااب واز ذوق کردن ما متوجه شدی که باید دوباره و دوباره بگی.عزیز دلم.راستی شیراز که بودیم همینطور که ایستاده بودی یه قدم برداشتی بدون کمک و زود ترسیدی و نشستی.تا حالا چندین بار خودت از تخت ما پائین اومدی.عقب عقبی میای تا لبه و بعد آویزون میشی و از این موفقیت خیلی خوشحالی.قربونت بشم من.

بعدا نوشت:یه چیزی رو میندازی و میگی اوتااااد یعنی افتاد.مخصوصا وقتی روی تخت هستیم هر چیزی دم دست باشه رو پرت موکونی پائین و میگی اوتااااد.بیا رو هم میگی هم با دست انجام میدی.

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (21)

مامان نادیا ونلیا
23 بهمن 90 15:04
خداروشکر که تعطیلات بهتون خوش گذشت...قدم نی نی عمه هم مبارک باشه...


ممنونم
خاله مهتاب
23 بهمن 90 20:06
قدم نو رسیده مبارکــــــــــــــــــــــــــــ




مرسی خاله مهتاب
مامان سارا
24 بهمن 90 10:29
سلام عزيزم
ديروز اومدم ولي نشد كه نظر بذارم
قدم نورسيده مبارك انشاله كه زير سايه پدرو مادر بزرگ شه .
حرف زدنشون خيلي بامزه است وقتي يكم بزرگتر ميشن دلت ميخواد باز مثل بچگيهاشون حرف بزنن يه جورايي دلت تنگ ميشه واسه بچگيهاشون تا ميتوني از فرصتها استفاده كن و ازش فيلم بگير كه يادگار بمونه
از طرف من فرشته هاتو ببوووووس

جدا راست میگی.منم هی ازشون فیلم میگیرم

عمه نرگس
24 بهمن 90 14:03
ثمین بگو عمه..... قربونت برم عزیز دلم.......
خاله جون
24 بهمن 90 14:45
سلام عزیزم انشالله همیشه به شادی سفر خوش باشید
مامان رومینا
24 بهمن 90 15:45
قدم نو رسیده تون مبارکآفرین به ثمین ناناز کلی واسه مامانش شیرین زبونی کرده
مامان ریحانا
24 بهمن 90 19:15
سلام همیشه به مسافرت قدم نو رسیده مبارک خدا براتون حفظش کنه
مامان شراره
24 بهمن 90 20:38
قدم نورسیده مبارک.وای چقدر نازه.
خداروشکر که تعطیلات بهتون خوش گذشته.
دخترای خوشگلتو ازطرف من ببوس لطفا


متشکرم
خاله مهتاب
25 بهمن 90 1:24
مامانی چرا به وبلاگم سر نمیزنی

باااااااااات قــــــــــــــهررررررررمـــــــــــــــــم(


قهر نکن خاله میام اگه وقت کنم
mamani helena
25 بهمن 90 9:46
salam azizam bah bah ghadame no reside mobarak vay man ghorbone in do ta dokhtaraye naz besham ke enghad mahan


ممنون عزیزم.لطف دارید
مامان رومینا
25 بهمن 90 11:31
ولنتاین مبارک
h_mousavi
25 بهمن 90 13:32
سلام مطلب خوبي بود ...................... ابم يه مطلب گذاشتم برا اونايي كه مي خوان شانسشون را امتحان كنن...........زود بيا تا تو هم عقب نموني................... منتظرتم
ثمین
25 بهمن 90 14:27
سلام
لینک شدین. ثنا خانمٰ ثمین خانم! به دنیای نفیس خوش اومدی!
میشه منو با اسم ژورنال دنیای نفیس لینک کنید


ممنونم.حتما عزیزم
مامان حنا
25 بهمن 90 14:45
خیلی خوشحالم تعطیلات بهتون خوش گذشته قدم نو رسیده هم مبارک
عزیزم خوشحالم که ثمین جون شروع کردن به گفتن کلمات ببویسنش
عزیز دلم چون خودت رمز نخواستی فکر کردم دوست نداری از مطالب آشپزی استفاده کنی والا من اولویتم دوستای خودم هستن وبه شما رمزو ندم به کی بدم مهربونم مواظب فرشته های کوچولوت باش


مرسی خانومی.خیلی لطف داری
گل دخترم سپیده
25 بهمن 90 15:51
قدم نورسیده مبارکپس این جندروز تعطیلی بهتون خوش گدشته.آره راست می گی خانمی وقتی بچه ها یه کاری انجام میدن می بینن بزرگترا اونو تشویق می کنن بیشترذوق می کنه ودوباره تکرار می کنه پس صد آفرین به ثمین جونراستی ثناجون با لباس محلی خیییییییلی خوشگل شده
مامان زینب
25 بهمن 90 18:27
ظاهرا قسمت ثمین طلا بوده لباس تبرکه...
چقد ای نی نی نازززززززززززززززههههههههههههههه


ممنون مامان زینب.چند وقته غیبت میخوریااااا؟
مامانی درسا
25 بهمن 90 20:03
عزیزم روز عشق و محبت بر شما دوست عزیزم مبارک
شهره مامان مینو
26 بهمن 90 0:53
چه لباس خوشگلی ..خیلی بهت میاد ماه بانو...قدم نورسیده هم مبارک راستی من عاشق این عقب عقب پایین رفتن بچه ها از تختم
مامان سارا
26 بهمن 90 8:00
سلام عزيزم
ممنون از لطفت خداروشكر سارا بهتره
----------------------------------------------
راستي تا يادم نرفته بگم يه سر به وب ريحانه بزن
ببين از ما نوشته


نکنه رفتین همدیگه رو دیدین؟برم ببینم چه خبره
مامان پسر خرداد
26 بهمن 90 8:39
تبریک می گم ورود نی نی جدید و ثمین خانوم با شیرین کاراش ناز ناز ناز
مامان راميلا
26 بهمن 90 12:37
اگه شكلات بودي شيرين ترين بودي،
اگه عروسك بودي بغلي ترين بودي،
اگه ستاره بودي روشن ترين بودي و تا زماني كه دوست مني عزيز تريني .
*** HAPPY VALENTAIN ***


اوووووووووووووه مرسی